۱ دی ۱۳۹۵

خط فارسی ازعربی گرفته نشده است چون عرب اصلا خط نداشته است


بنام خداوند متعال

  خط فارسی ازعربی گرفته نشده است چون عرب اصلا خط نداشته است بلکه این خط قرانی است که خداوند به پیامبر تعلیم داد تا قران با این خط نوشته شود و بوسیله سلمان فارسی  به 
                                              ایران انتقال یافت 



در این مکتوب من بر آن نیستم که پایگاه استدلال و بحث را این دو نظریه قرار دهم و بیشتر بر آنم که با فرض پذیرش نظر آنان که معتقدند این رسم الخط در عربستان از پیش وجود داشته سوال بسیار مهمی مطرح سازم و آن این است که ریشه این خط عربی که مفروض پیش از اسلام است در خود عربستان چیست ؟ و اگر معتقدید اعراب این خط را پیش از اسلام داشته اند به این پاسخ دهید که اعراب این رسم الخط را از کجا آورده اند؟

از لحاظ یافته های باستان شناسی تقریبا شکی در این رابطه وجود ندارد که اعراب منطقه حجاز نوشتن نمی دانسته اند زیرا هیچ نمونه خطی حتی یک مورد از این منطقه یافت نشده است و هیچ نشانه ای تا امروز از وجود خط و سواد از اعراب حجاز به دست نیامده است ولی از اعراب شمال عربستان که در مجاورت تمدنهای بین النهرین بوده اند دو نوشته با قدمت 2000 ساله یافت شده است. این دو سند در شمال شبه جزیره عربستان و درنزدیک تمدن بین النهرین تنها سند وجود خط پیش از اسلام نزد اعراب شمال شبه جزیره است اگرچه نظیری برای این دو نمونه خط از مرکز و جنوب شبه جزیره به دست نیامده است. طرفداران ریشه عربی رسم الخطی که ما امروز به کار می بریم عالی ترین استدلال خود را بر تکامل این خط از الفبا و خط سریانی  نبطی در تمدن همسایه بین النهرین می دانند که این خط خود به ادعایی آنان ریشه آرامی باستانی دارد.

واژه نبطی اشاره به قوم نبط دارد که از حدود 150 سال پیش از میلاد در نبطیه می زیسته اند و عرب نژاد بوده اند و آرامی ها نیز قومی از اریائی بودند  که به بین النهرین  زندگی می کردند  . آنها در هزاره اول پیش از میلاد برای خود حکومتی برپا کردند ولی خیلی زود خراج گزار آشور اریائی  شدند.
مهمترین هدف از  این تحقیق گذاشتن علامت سوالی مهم پیش روی مراجع، کتب درسی و دانشنامه هایی است که با قطعیت  خط فارسی  رابر گرفته شده از  عربی می دانند. مبنای این جستار نه قطعیت است و نه انحصار طلبی خاص  “هنر نزد ایرانیان است و بس” ونه  عرب ستیز بلکه هدف اصلیی  طرح استدلالی است که شاید ارزش بررسی و تحقیق بیشتر را داشته باشد.

امروزه می دانیم که ادعا می شود نخستین خط شناخته شده ایرانیان صورتی اصلاح شده از خط میخی بوده است که به دستور داریوش شاه ایجاد شد. نخستین نسخه این خط در زمان داریوش و آخرین آن در زمان اردشیر سوم یافت شده است که نشان می دهد این خط میخی اصلاح شده با 36 حرف که در نوع خود ساده ترین خط میخی در مقایسه با سایر ویرایشهای خط میخی در تمدنهای همسایه بود اگرچه زمانی طولانی دوام نیاورد. همچنین این را نیز می دانیم که هخامنشیان مکتوبات خود را در ارسال به هر ملت با زبان و خط آن قوم می نگاشتند که این حتی در تورات نیز ذکر گردیده که در بخش “استر” جایی که از خشایارشاه سخن به میان میاید تاکید می گردد که وی مکتوبات خود را به هر کشور با خط آن کشور می نگاشته است.
در این میان الواح یافت شده به زبان آرامی که مکتوب شده به خطی هستند که امروزه آن را خط آرامی و مادر الفبای عربی می خوانند به دلیل گستردگی وسیع جغرافیایی اقوامی که به این زبان در امپراتوری ایران تکلم می کردند جایگاهی به سزا داشته است. ولی دو سوال اینجا مطرح است.
1-  نخست آنکه بر طبق کدامین سند این خط  ”آرامی ” خوانده می شود؟ صرفا به این دلیل که نوشته هایی به زبان آرامی به این خط مکتوب شده است؟
2- دوم اینکه پس چه کنیم با سایر کتیبه هایی که به این خط ولی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی و حتی یونانی به دست آمده است؟
3- و سوال این که آیا در تاریخی پیش از این و در عصر ظهور زرتشت و پس از آن آیا خطی در میان اقوام ایرانی وجود داشته است در حالی که خط اوستائی بوده است  ؟

الف - برای پاسخ به این سوال نگاهی به بند 20 کتیبه بیستون داشته باشیم که سندی بسیار با ارزش از لحاظ تاریخی است. داریوش بزرگ در کتیبه بغستان یا همان بیستون فرمان داده تاا نگاشته گردد: “داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این خط من است که من کردم. به جز این، به زبان و خط آریایی هم روی لوح و هم روی چرم نوشته شده. جز آن، پیکر خود راا هم بساختم و جز آن، تبارنامۀ خود را نوشتم. در پیش من این نوشته خوانده شد. پس از آن،، من این نوشته ها را همه جا در میان کشورها فرستادم.”
King Darius says: By the grace of Ahuramazda this is the inscription which I have made. Besides, it was in Aryan scriptand it was composed on clay tablets and on parchment. Besides, a sculptured figure of myself I made. Besides, I made my lineage. And it was inscribed and was read off before me. Afterwards this inscription I sent off everywhere among the provincesThe people unitedly worked upon it
علاوه بر این مکتوب تاریخی و ارزشمند که بدان اشاره شد،

 ب- سند دوم دیگری نیز در دست است که راه را بر ادعای جعلی بودن و یا معاصر بودن این سند ( این روزها بعضی از این حیله برای تهاجم به تاریخ ایران و هویت زدایی از ایرانیان بهره می گیرند) و هرگونه انکار و مغلطه دیگری می بندد. این سند دوم رونوشتی از کتیبه بیستون است که در جزیره الفیل مصر یافت شده است که اصالت تاریخی سنگ نوشته نخست را عملا مورد تایید قرار می دهد. این کتیبه و رونوشت آن از این رو می توانند ارزشمند باشند که در آن داریوش شاه به صراحت خطی را که به طور رایج و شاید عامدانه “آرامی” نامیده شده است آریایی می خواند و خود بر این تاکید می ورزد که به دستور او الواح به این خط درر ممالک متحد امپراتوری پارس گسترش یافت و این می تواند آغاز به چالش کشیدن این نظریهه از لحاظ علمی نامستدل ولی رواج یافته باشد که هخامنشیان این خط را از آرامیان به عاریت گرفته و خط رسمی خود ساخته اند.

ت- اگر بخواهیم در مورد این خط بیشتر گفتگو کنیم باید به این اشاره کنیم که ماجرا به امکان وجود خطی بر می گردد که حتی پیش از امپراتوری پارس و تولد کورش کبیر در میان آریاییان و به صورت مشخص قوم ماد که یکی از دو قوم مادر ایرانیان است رواج داشته است. این خط می تواند پس از تسلط مادها بر قوم ویرانگر “آشور” که تمدن غالب بین النهرین بوده است توسط آنها در این منطقه رواج یافته باشد. دیائوکو که او را نخستین پادشاه ایران می دانند در حدود 750 سال پیش از میلاد به عنوان خردمندترین مرد قوم ماد توسط شورایی از قبایل ماد به پادشاهی ماد رسید. او دولتی قدرتمند را پایه گزاری کرد که بهه بزرگترین پادشاهی آن زمان بدل گردید. فرزند او “فرورتیش” در 670 قبل از میلاد توانستت امپراتوری آشور را شکست دهد و هم او بود که پس از اتحاد با سکاها و پارسها که دیگر اقوام آریایی اتحادیه ایران بودند پادشاهی پارس را به کمبوجیه پدر کورش سپرد.
بعضی ممکن است این نقد را داشته باشند که پیش از آنکه مادها موفق به شکست آشور شوند برای مدتی خود خراج گزار آشور بودند و چه بسا که در این مدت این خط را خود از آشوریان آموخته باشند. نکته بسیار خوبی است ولی پاسخ آن این است که در آن زمان خط اشوریان میخی آشوری بوده و دقیقا نکته اینجاست که کتیبه های موسوم به خط موسوم به آرامی مربوط به این عصر در آشور وجود ندارند و در واقع زمانی که آشور و سارگون دوم بر ماد در 713 پیش از میلاد چیره شد خط آشوریان میخی بود و هیچ کتیبه ای از این خط آرامی از آشور در این تاریخ سراغ نداریم و جالب اینجاست که پیدایش این نمونه های خط همگی به دوران پس از غلبه مادها باز می گردد که فرض ارتباط بین این چیرگی و نفوذ فرهنگ ایرانی در این منطقه را در سالهای بعد به ویژه پس از فتح بابل توسط کورش کبیر تقویت می کند.

د- گروهی ممکن است به شباهت زیاد تعدادی از حروف الفبا در فنیقی و آرامی برای اثبات منشا گرفتن خط موسوم به آرامی از الفبای فنیقی اشاره کنند که این شباهت کاملا حقیقت دارد و شباهت این دو خط تنها به دلیل ابجد بودن نیست بلکه تنها نگاهی به حروف آنها شباهت آنها را آشکار می سازد.
یافته های باستان شناسان کاربرد نخستین خط فنیقی را حدود 1050 سال پیش از میلاد برآورد کرده اند ولی نکته اینجاست که همان طور که اشاره شد یهودیان نیز خط خود را،البته خط پالئو هبرو یا عبری کهن را مادر خط موسوم به آرامی می دانند و برای این که از فنیقیها عقب نباشند قدمت آن را بیش از هزار سال پیش از میلاد عنوان می کنند ولی آن چه نه به ادعا بلکه به لحاظ سند تاریخی محرز است استفاده یهودیان از خط مشابه آرامی در حدود 700 پیش از میلاد است که در طایفه ای محدود از آنها به نام سامریون هنوز نیز استفاده می شود
من در این بخش مایلم در برابر ادعای ریشه فنیقی و یهودی این خط که هردو در بدو امر بسیار قانع کننده به نظر می رسند چند پرسش مهم مطرح کنم که می تواند از لحاظ تاریخی پرسشهایی قابل مطالعه باشند.
نخست به ادعای یهودیان می پردازم که این خط را میراث خود و فرزندان سام می دانند  ( در صورتی که یهود یها  سامی نژاد نیستند  و این اشتباه از انجا ناشی  شده است که ارفخشد را تورات فرزند سام معرفی می کند در صورتی آر برادر سام و فرزند نوح است و خود سر منشاء نژاد اریائی ها می باشد اگر آر   فرزند سام می بود  تمام آریائی ها هم باید  سامی نژاد می شدند که نشدند  و از طرفی همه کتاب های تاریخ و حتی تفسیر قران تایید می کنند که ابراهیم  عرب زبان نبود اگر ابراهیم از فرزندان سام ابن نوح بود باید زبانش  عربی می بود پس یهود هم اریائی هستند این مطلب را به این دلیل اوردم که خواننده بداند هم فنقی ها وهم  یهود فرقی نمی کند هر دو اریائی هستند ناگفته نماند اکد یها و اشوری ها هم از نژاد اریائی هستند بنا بر این زبان و خط شان هر چه باشد ربطی به عرب های سامی نژاد ندارد و خط ارامی همان خط اریائی است که در سند بالا ذکر شد   )  نخست آنکه ادعای قدمت بیش از سه هزار سال تا امروز این خط نزد یهودیان اثبات نشده و در رابطه با نمونه نخستین خط یافت شده از آنها در 700 پیش از میلاد نیز لازم است به نکته ای ظریف توجه شود و آن این است که همان گونه که اشاره شد این خط هنوز در میان سامریون که اقلیتی بسیار کهن و پایبند از یهودیان هستند متداول است. ولی پرسش اینجاست که این سامریون کیستند که آنها را در استفاده از خطی که آن را پالئوهبرو یا عبری کهن و منشا اولیه آرامی می خوانند متمایز ساخته است؟ وقتی به جستجوی ریشه های تاریخی سامریون می رویم به نکته بسیار جالبی می رسیم و آن این است که این طایفه از یهودیان، همان گروه محدود از یهودیانی هستند که سارگون 2 فرمانروای آشور آنها را به موطنشان بازگرداند و وجود این خط در میان آنها درست از لحاظ تاریخی با عصری هم زمان است که آشور برای نخستین بار بر ماد غلبه یافت و در نتیجه با آنها آشنا شد این نکته ای است که می تواند کنجکاوی تاریخی هر محققی را در رابطه با این هم زمانی تحریک کند.

ح- در رابطه با ریشه تاریخی فنیقی این خط و در توضیح انتقال الفبای فنیقی به بین النهرین اغلب در منابع گفته می شود دریانوردان فنیقی این خط را پخش کرده اند چون کار اصلی این مردم تجارت بوده است ولی شاید با توجه به تمام این داستان بتوانیم از خود فقط در حد یک سوال بپرسیم تاجران
صادر کننده خط آیاممکن است در اصل وارد کننده خط بوده باشند؟ و اصولا از کجا می توان مطمئن بود که فنیقیها که مردمانی اهل سفر بودند خود این خط را از جایی دیگر به سرزمین خود نیاورده اند؟ در این بخش این بحث را نادیده می گیرم که بعضی محققین حتی براین باورند که فنیقی ها خود گروهی از آریائیان بودند که ازسواحل خلیج پارس به منطقه لبنانن  امروزی کوچ کردند
نکته کلیدی اینجاست که در این گفتار علیرغم ظاهر بسیار منطقی استدلال منشا فنیقی و یهودی وقتی در جستجوی منبع نخستین پیدایش خط بر می آیید سوال بی جواب می ماند

این امکان وجود دارد که با سقوط دولت آشور توسط مادها ،خط آریایی در این سرزمین و میان رودان  رواج یافته باشد و مکتوبات به زبان آرامی به این خط نگاشته شده باشد و اصولا ادعای این که این خط آرامی است چون زبان آرامی به وسیله این خط مکتوب شده است همان اندازه نامربوط است که این استدلال اگر بگوییم چون ایرانیان پارسی سخن می گویند پس خط آنها هم پارسی است از نظر خود پشتیبانان نظریه خط آرامی  نامربوط و ناصحیح است. موضوع خط و زبان دو مقوله مجزاست و وجود نگارش به یک زبان دلیل نامیدن خط به آن زبان نیست همان طور که ما اگرچه زبان فرانسه و اسپانیولی داریم ولی خطی به نام خط اسپانیول و یا فرانسه وجود خارجی ندارد. بنابراین وجود الواحی به زبان آرامی که زبانی بسیار رایج در آن عصر بوده دلیل محکمی برای آرامی خواندن خط استفاده شده در آن لوایح نمی تواند باشد.
جالب این جاست که این خط نه فقط در میان بخشهای آرامی بلکه همان طور که اشاره شد در تمامی قلمرو ایران باستان یافت شده است و این دیگر دلیلی است که این پرسش را پیش می آورد که چرا براستی این خط را با اصرار آرامی می خوانند؟ به این خط کتیبه هایی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی به دست آمده و حتی به زبان یونانی هم کتیبه در دست است ولی مسلما این خط هندی یا قبطی و یا انشانی نیست همانطور که آرامی هم نیست و اصولا آرامی نامیدن این خط با قطعیت کمی عجیب و ایجاد کننده شبهه تحریف معنی دار تاریخ برای هویت سازی گروهی و هویت زدایی از وارثان احتمالی اصلی است و شگفت این است که بدون اندیشه این باور در منابع ما گسترش یافته و بدون طرح پرسش از آن به صرف طرح آن توسط چند محقق در آکادمی غرب قطعی تلقی گردیده است.
شگفت نیست که واضعین این نظریه می کوشند حتی این گونه وانمود کنند که هخامنشیان خط را از آرامیان آموختند و به دلیل مزایای آن این خط را به خط بین المللی خود بدل ساختند نه اینکه این خط به خود ایرانیان تعلق داشته است!! ولی خوشبختانه هنوز آن دو سند ارزشمند (که در بالا ذکر شد ) در دست است که می تواند بنیان قطعیت این نظریه نا مستدل تاریخی راا  با چالشی جدی مواجه سازد.

خط میخی


معلوماتی را که در زیر ارائه می شود می توانید در ویکی پدیا  بطور پراکنده پیدا کنید

1- خط میخی

اکثر صاحبنظران خط و زبانهای باستانی بر این باورند که منشاء پیدایش خط از غرب ایران یعنی جنوب بین‌النهرین و سرزمین سومر بوده‌است و کهن‌ترین اقوامی که در بین‌النهرین خطط میخی را بکار برده‌اند، سومریان هستند. خط میخی در اصل فقط یک حرف  دارد که یک میخ  است  اما از ترکیب میخها 40 حرف بوجود امده است  در میان سومریان به گفته قران  پیامبری بود بنام   ادریس که پیامش اموزش خط به بشر بوده است ادریس  قبل از نوح بوده است و در تورات هم بنام اخنوخ امده است اولین کسی بود که خط را به انسان اموزش داد  قران می فرمایدد خداوند   علم الانسان مالم یعلم ( اموزش داد  به انسان انچه را انسان نمی دانست )  کاتبان سومری با یاد گرفتن  خط میخی تصویر جامعه بشری را از دوران مجهول و تاریک ماقبل تاریخ وارد مرحله تاریخی کردند. آنها با ابداع خط میخی دوره‌ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط نویسی شهرت دارد.گرچه پیدایش خط و کتابت نخستین بار در نیمه دوم هزاره چهارم پیش از میلاد، در جنوب بین‌النهرین و توسط کاتبان و دبیران سومری محقق شد، اما گسترش و تکامل آن به آغاز هزاره سوم پیش از میلاد برمی‌گردد.
سومریان، کهن‌ترین ساکنان شناخته شده جنوب بین‌النهرین - قومی متمدن و پیشرفته بودند. آنان از هیچ نژادی  نبودند( چون نژاد ها بعد از طوفان نوح بوجود امد ) و با عنوان ساکنان بین‌النهرین از ایشان یاد میشود  رد پای آن‌ها از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در بین النهرین دیده می‌شود. علم نجوم، تقسیم ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه، مسائل هندسی و اوزان، میراث‌های گرانبهایی هستند که این قوم برای بشر جا  گذاشتند. سومری‌ها  بعد از طوفان نوح و  تقسیم بشر به چهار نژاد بنام چهار پسر نوح  از میان رفتند انچه اثر باستانی از سومریان در بین النهرین یافت می شود به اقوامی که بعد از طوفان در این منطقه ساکن شدند  و هیچ ربطی ندارد نوشته های که از سومریان باقی مانده و به خط میخی است هنوز بشر نتوانسته انها را بخواند چون بعد از طوفان  از زبان سومری که زبان واحد بشر  تا ان زمان بود اثری باقی نماند است چون زبان واحد بعد از طوفان به چهار زبان برای چهار نژاد بشر تغییر یافت چهار نژاد عبارت بودند از چهار پسر نو ح 
 1-سام  پدر    نژاد سامی که زبانشان عربی شد که سبزه  پوست هستند 
 2-  آر پدر نژاد اریائی که زبانشان سریانی شدکه سفید پوست هستند  
3– حام پدر  نژاد حامی که زبانشان قبطی شد که سیاه پوست هستند
4 – یافث  پدر نژاد  یافثی که زبانشان تورکانی شد و زرد پوست هستنتد 
واین زبان ها همه  فرزند زبان سومری هستند
اما هیچ کدام نمی توانند بیان  همه جانبه از ان زبان مشترک باشند از اینرو زبان سومری را هیچ کس تا کنون نتوانسته است بخواند و بفهمد  
همزمان با پیشرفت خط سعی دیگری نیز بعمل آمد و آن توسعه محل و مواد نوشتن بود. قبل از پیدایی کاغذ از سنگ و فلزات استفاده می‌کردند و غیر از سنگ و فلزات از پوست درختان و جانوران نیز استفاده می‌شد، ولی گرانی قیمت این دو پوست موجب شد که در مصرف آن اقتصاد بورزند و نتیجه این صرفه‌جویی اقتصادی، یکی فشردگی در نوشتن بود و دیگر استفاده از علائم اختصاری و همچنین تراش پوست و استفاده مجدد از آن بود. مردمی را که بعد از طوفان در بین النهرین ساکن شدند  مانند اکدی ها و کلدانی ها و اشور ی ها    اولا همه اریائی نژاد هستند و ثانیا نوشته های انها همه خوانده می شود و فهمیده می شود بنابراینن پس طوفان هم خط  خط میخی سومری  ادامه می یابد

خط میخی اکدی  نیز از شاخه‌های خط سومری است. که بعد از طوفان نگاشته شده است خط میخی نه تنها در بین النهرین که درگستره وسیعی رواج یافت. در آسیای صغیر وبین النهرین شمالی و در میان هیتی‌ها، هوری‌ها، اورارتورها، لولوبی‌ها و کاسی‌ها ایلامی ها  وغیره.
خط میخی کتیبه‌های فارسی باستان دوره هخامنشی از روی خط میخی میخی درست شده‌است که نسبت به آنها علائم ساده تر و کمتری دارد. خط میخی زبان فارسی را می‌توانیم صورتت تکامل یافته خطوط میخی اولیه  بدانیم که حروف هجایی در آن هستند (یعنی مصوت به همراهه صامت). بهمین دلیل بسیاری آن را بسیار نزدیک به خطوط هجایی می‌دانند. این خط از چپ به راست نوشته می‌شد.

2- خط فنیقی(سریانی - آریائی )

 فنقی ها مردمی بودند آریائی که از شمال خلیج پارس به نوحی دریای مدیترانه کوچ کرده بودند الفبای فنیقی با ۲۲ حرف  که تنها صامت‌ها را نشان می‌داد، از راست به چپ نوشته می‌شد. میتوان گفت که فنیقی‌ها نخستین کسانی بودند که افتخار کشف الفبای حقیقی را دارند. با پیدایش این خط سایر خطوط جز خط چینی، از قلمرو نویسندگی خارج شدند. این خط در آسیای غربی نفوذ یافت و جایگزین خط میخی شد. الفبای فنیقی در مصر و بین النهرین تاا هند بسط یافت و همچنین به غرب (اروپای امروز) که هنوز دارای خط و کتابت نبود راه یافت.. این کار از طریق یونان انجام گرفت که با فنیقی‌ها ارتباط بازرگانی داشتند. الفبای یونانی و رومی از الفبا سریانی  پدید آمده‌است و از آنجا که الفبای سایر کشورهای اروپایی مشتق از این دو الفباء می‌باشد، می‌توان گفت که مبداء خطوط همه ملل فنیقی است. اصول این خط بعدها باا اختراع علائمی برای نشان دادن حروف مصوت بوسیله یونانی‌ها کامل شد. یونانیان این علائمم را با دو حرف اول آن بود، «آلفا بتا» نامیدند و برای استفاده خود تغییراتی در آن دادند.. مصوت‌ها را وارد خط ساختند و خط صامت نگار را به آوانگار تبدیل کردند. جهت نگارش را نیز تغییر دادند و از چپ به راست نوشتند. گونه‌ای از خط یونانی را، یونانیان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر این مبنا، الفبای لاتینی به وجود آمد که زبانهای گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد. بخشی از اروپای شرقی که به کلیسای دوم وابسته بودند، الفبای لاتینی را  برای نگارش برگزیدند، مانند لهستانیها، چک‌ها و کروات‌ها.در سده نهم میلادی کشیشی از کلیسای بیزانس به نام سیریل با ترکیبی از الفبای یونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه‌ای تعدیل شده از این الفبا که سیریلیک نامیده می‌شود برایی نگارش زبان روسی و دیگر زبانهای هم جوار به کارمی رود. الفبای فنیقی به نوعی شبه قاره هند را نیز در نوردید. دانشمندان، خط برهمایی هند را از فرزندان همین خط می‌دانند که زبانن سنسکریت و دیگر زبانهای هندی با آن نوشته می‌شود. متون دینی بودایی به زبان خُتَنی  که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی دوره میانه است به خط برهمایی نوشت شده‌است.فنقی ها اقوام اریائی بودند که از شمال خلیج فارس  به سواحل دریای مدیترانه مهاجرت کردند


سریانی ها هم اقوام اریائی هستند  که در شمال عراق کنونی ساکن بودند ابراهیم  (زردشت )  از انها است  که در دوران گذشته خط علم بود. بسیاری از آثار علمی یونانی  و لاتین و عبری به این خط نوشته شدهه است خط سریانی از فرزندان خط آرامی به شمار می‌‏آید. سریانیها ی مقیم عراق خط خود را باا چند قلم می‌نوشتند که از آن جمله، خط مشهور به سطرنجیلی مخصوص کتابت تورات و انجیل  بوده‌است.

3-  خط آرامی (اریائی)

یکی دیگر از فرزندان خط فنیقی خط آرامی است که به سرعت در خاورمیانه پخش شد. آرامی‌ها اقوام اریائی بودند که از مصب خلیج فارس  به شمال بین النهرین  مهاجرت کردند وو درانجا مستقر شدند. دراوایل هزاره اول پیش از میلاد، حکومت‌هایی محللی  برای خود برپا کردند ولی به زودی مقهور و خراج گزار آشوری‌ها گشتند. اما از آنجا که بازرگانان موفقی بودند نفوذ ریشه داری در منطقه کردند و محل استقرار خود را در بابل و نینوا قرار دادند و برر جمعیتشان نیز افزوده شد این قوم زمانی دراز در این منطقه ماندگار شدند  و مهم‌تر این که بر مبنای الفبای فنیقی، خط آرامی به وجود آمد که به سرعت رواج یافت و تبدیل به خط بینن  ‏المللی منطقه وخط  ارتباطی خاورمیانه گشت.
پدید آمدن دولت هخامنشی که سرزمینی گسترده از ماوراء‏النهر تا بین‌‏النهرین را در برمی‌گرفت و نیاز به یک خط  واحد داشت، بر گسترش خط آرامی در این امپراطوری افزود. خط میخیی برای نقر و نقش کتیبه به کار می‌رفته‌است و از برای نامه‌ها و دیگر نیازمندی‌های عمومیی مناسب نبوده‌است از این رو خط ساده و الفبائی «آرامی»  اهمیت پیدا کرد. ابتدا به مناسبت سهولت هر جا به خط میخی چیزی نوشته می‌شد نام صاحب خط یا اگر آن چیز ظرف سفالی یا جنس دیگری بود نام خریدار یا فروشنده را در کنار آن به خط آرامی می‌نوشتند، ولی بعدها وسعتِ استعمال این خط به جایی رسید که در تمام قلمرو ایران، عراق، آسیای صغیر و مصر عمومیت یافت و مکاتیب حکام، پادشاهان، روابط ملل، روزنامه‌های دولتی، فرمان‌ها و نوشته‌های عادی همه با خط آرامی انجام می‌گرفت. ترقی روز افزون این خط با حمایت و تقویت شاهنشاهان هخامنشی حاصل آمد .
خط  آرامی در دولت هخامنشی تبدیل به خط  دیوانی شد و دبیران آرامی‌‏ دردستگاه‌های دیوانی ایالت‌های مختلف سرزمین هخامنشی به خدمت مشغول شدند و  خط آرامی با عنوان «آرامیی رسمی» یا «آرامی امپراطوری» پا به پای  خط میخی که تنها در کتیبه ‏های هخامنشی به کارر می‌‏رفت، در ارسال مراسلات به کار گرفته شد. بدین صورت که هرگاه نامه‌ای به ایالتی نوشتهه می‌شد، دبیر آرامی-  آن را با  الفبای آرامی می‌‏نوشت و نامه به ایالت‌های دیگر فرستادهه می‌شد بعد ها  از خط ارامی  خط های عبری و سریانی بوجود می اید  در زیر این خط ها را با خط عربی مقایسه کنید  می بینید که خط عربی هیچ شباهتی به انها ندارد .


نام حرفشکل  ارامی شکل عبریشکل  قرانیشکل سریانیآوا
آلَفAleph.svgאأܐ/ʔ//aː//eː/
بیثBeth.svgבبܒ/b/, /v/
گامَلGimel.svgגجܓ/ɡ/, /ɣ/
دالَثDaleth.svgדدܕ/d/, /ð/
هیHe0.svgהܗ/h/
واوWaw.svgוوܘ/w//oː//uː/
زَینZayin.svgזزܙ/z/
حیثHeth.svgחخ، حܚ/ħ/
طیثTeth.svgטطܛ/tˤ/ با فشار
یوذYod.svgיيܝ/j//iː//eː/
کافKaph.svgכ ךكܟܟ/k/, /x/
لامَذLamed.svgלلܠ/l/
مِمMem.svgמ םمܡܡ/m/
نونNun.svgנ ןنܢܢ ܢ/n/
سمکَثSamekh.svgסسܣ/s/
عینAyin.svgעغ، عܥ/ʕ/
پیPe0.svgפ ףفܦ/p/, /f/
صاذیSade 1.svgSade 2.svgצ ץصܨبا فشار /sˤ/
قافQoph.svgקقܩ/q/
ریشResh.svgרرܪ/r/
شینShin.svgשش، سܫ/ʃ/
تَوTaw.svgתت‌، ثܬ/t/، /θ/


4- خط پهلوی

در زمان اشکانیان، خط پهلوی اشکانی برای نوشتن زبان پهلوی اشکانی، بر مبنای خط آرامی پایه ‏ریزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همین راستا به وجود آمد که هرکدام گونه‌‏هایی کتیبه‌ای و تحریری دارند. این خطوط صامت نگار هستند وحتی تعداد علامت‌ها نسبت به الفبایی آرامی نیز کمتر است و همین موضوع مشکلاتی را برای خواندن زبان پهلوی ایجاد می‌‏کند. اینن  خطوط از راست به چپ نوشته می‌‏شوند.

5- خط اوستایی،
 برای نگارش کتاب دینی زرتشتیان به کار رفته‌است و یکی از کامل‌ترین خطوط دنیاست، و برمبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده‌است. این خط آوانگار هست و با ۵۳ علامت  37 صامت و 16 مصوت از قابلیت نگارش بسیار بالایی برخوردار است. از راست به چپ نوشتهه می‌‏شود و به نام‌های دین دبیره و دین دبیریه، دین دفیره و... هم نامیده می‌‏شود. از نخستینن سده‏های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد مشکلات آن بیشترر عیان شد و برای سهولت در خواندن متون پهلوی آن را به الفبای اوستایی برگرداندند و اینن نحوه نگارش پازند نامیده می‌‏شود






6- خط سُغدی
خط سُغدی توسط سغدی‌ها که قومی ایرانی بودند استفاده می‌شود. الفبای سغدی بر گرفته از خط سریانی و از تبار خط آرامی می‌باشد. این خط همانند نوشته‌های کهن بر روی پاپیروس است. شمار بسیاری از متنهای بودایی، مانوی، نسطوری و زرتشتی و نیز نوشته‌های غیرر دینی چون نقش بر روی سکه‌ها، سنگ نبشته‌ها و سندهای قانونی بدین خط نوشته شده‌اند. خط سغدی افقی و از چپ به راست نوشته می‌شد، ولی شاید با تأثیر خط چینی بوده که این خط را به ریخت عمودی نیز نوشته‌اند، با این تفاوت که در چینی نخستین سطر در سوی راست  صفحه نوشته می‌شد و در سغدی نخستین سطر را در سوی چپ صفحه می‌نوشتند هر چند سغدی در ابتدا توسط اقوامی ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفت. این خط توسط اقوام ترک اقتباس گردیده و مورد استفاده قرار گرفته است و اولین متون ترکی با استفاده از الفبایی سغدی نوشته شده است. الفبای اویغوری باستانی و منچوری نیز از سغدی اقتباس شده است



7- خط عربی
تاریخ تمدن اسلام تالیف جرجی زیدان، ترجمه و نگارش: علی جواهر کلام؛ چ ۲ ج ۳ ص ۷۶ -72

در اعراب اصلی  مدرکی دال بر خط و سواد داشتن وجود ندارند، مردم انجا  که بر اثرصحرانشینی از کتابت و خط بی بهره ماندند، کمی پیش از اسلام به عراق و شام می‌رفتند و بطور عاریت از خط عراقیان و شامیان استفاده می‌کردند و وقتی به حجاز می‌آمدند، زبان عربی خود را با   سریانی می‌نوشتند.
خط سریانی بعد از فتوحات اسلام نیز میان اعراب باقی ماند.  
مورخین درباره شهری که خط از آنجا به حجاز آمده، اختلاف نظر دارند وبقول مشهور خط سریانی از شهر قدیمی انبار به حجاز آمده‌است. برخی نیز می‌گویند مردی بنام بشربن عبدالملک کندی برادر اکیدا بن عبدالملک فرمانروای دومةالجندل، آن خط رادر شهر انبار آموخت و از آنجا به مکه آمده صهباء دختر حرب بن امیه، یعنی خواهر ابوسفیان (پدرر معاویه) را به زنی گرفت و عده‌ای از مردم قریش نوشتن خط سریانی رااز بشربن عبدالملک آموختند. هنگامی که اسلام پدید آمد، بسیاری از قریش که در مکه بودند، خواندن و نوشتن خط سریانی می‌دانستند تا آنجا که پاره‌ای گمان کردند حرب بن امیه اول کسی بود که خطط  سریانی را به حجاز آورد.
بدین ترتیب، پس از آمدن اسلام، عربهای حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولی عده کمی از آنها نوشتن می‌دانستند که برخی از آنان، از بزرگان صحابه شدند. علی بن ابیطالب، عمربن خطاب و طلحةبن عبیداللّه از این گروه بودند. پس از اسلام، تاریخ خط عربی را می‌توان کاملا وابسته به کتابت قرآن دانست  و خط قرانی از خداوند است و در میان عرب وجود نداشته است .
تا آنکه ابن مقله (م ۳۲۸ ه.ق.) خطاط مشهور با نبوغ خود خط قرانی  را بصورت نیکویی درآورد و آنرا جزو خطوط رسمی دولتی قرار داد و خطی که امروز معمول است، همان خطط اصلی ابن مقله می‌باشد. او اقلام ستّه (شش قلم) شامل ثلث، نسخ، محقق، توقیع، رقاع و ریحان را وضع نمود. این اقلام به خطوط اصول نیز مشهورند. برخی می‌گویند،
             
در نمایشگاه خط قدیمی عربی در کتابخانه سلطنتی سابق، قباله نکاحی موجود بود که به تاریخ ۲۶۴ ه. ق. روی پوست دراز   اندامی تحریر شده بود و صورت عقدنامه را به خط کوفی مرتبی نوشته بودند و گواهان با خط نسخ بسیار مغشوش زیر عقدنامه را امضا کرده بودند و همین دلیل است که ابن مقله در خط نسخ اصلاحاتی نمود، بقسمی که برای تحریر مصحف قرآن شایسته شد.به مرور زمان، خط نسخ نیز فروعی پیدا کرد. در قرن هفتم یاقوت مستعصمی درر مورد اقلام خط، ابتکاراتی بخرج داد و مخصوصا ثلث را به زیباترین شکل درآورد در واقع اینن خطوط توسط وی ظهور کرد. و بطور کلی دو خط نسخ و کوفی در کتابت عربی معمول گشت . این دو خط ریشه تمام خطهای اسلامی هستند. خط محقق از کوفی استخراج شد و نزدیکترین خط به کوفی است. محقق را پدر خطوط و ثلث را مادر خطوط می‌نامند.
نتیجه اینکه خط عربی کنونی خط قرانی است و خداوند به محمد تعلیم داد تا کتاب خدا با این خط نوشته شود و سلمان فارسی در نامه های خود این خط را  به موبدان  زردشتی تعلیم داد البته چهار حرف جچپژ هم قرانی است و در خط  های  ایرانی وجود نداشته است  که پیامبر  به سلمان تعلیم داد تا قوم او  که در کلماتشات این چهار حرف تلفظ می شود رسم الخط هم داشته باشد و این سخن را خود قران تصدیق می کند یاد اوری کنیم که در خط  های میخی   - سریانی  - ارامی  پهلوی - اوستائی   که قبل از اسلام   در ایران نوشته شده است چها ر حرف  جچپژ در بعضی وجود نداشته و در بعضی هم  کامل  وجود نداشته است و در بعضی هم از ترکیب حروف دیگر  بوجود میامد  و این از  نعمت های الهی است که بوسیله  پیامبر این چهار حروف جچپز   قرانی  را به ایرانیان توسط  سلمان تعلیم داده است با این که در خود قران نیامده است چون در زبان عربی این چهار حرف کار بردی ندارد تا در قران بیاید اما  هر کسی شکل این حروف را پی می برد که از  حروف قرانی است  با جزئی تغییر یعنی  که گ و جچپژ  شده اند 




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر